تبليغاتX
ASHKAN

ASHKAN

ASHKAN

سلام! من مدیر و مالک این وبلاگ بودم (و خواهم بود).. از قضا زدو من 1 سالی به دلایل مختلف (از جمله عمل قلبم) نبودم؛ و متأسفانه وقتی برگشتم به وبلاگم، دیدم مدیر وبلاگ من (توجه کنید، وبلاگ من)؛ شده یه آقایه دیگه ای که لازم نمیدونم.. این ها هم همه زیر سر یه خانومی بود، که اون هم لازم نمی دونم بگم کی بود؛ چون مهم زمانه حال هست و خوشبختانه الآن دیگه هیچ چیز برام معنی نمیده؛ تنها بگم که این خانوم نویسنده ی وبلاگ و معاون من بود [همون داستانه مار توی آستین خود پرورش دادنه].. خلاصه وبلاگم رو با تمام اینکه واقعأ روش زحمتای زیادی کشیدم، چه شبها تا صبح که روش کار نکردم و چه قدر بهش نرسیدم؛ چه قدر مطالب رو سعی کردم مرتب و صحیح و سعی کردم تمام مطالب در تمامی موضوعات مختلف... مهم نیست دیگه؛.... فقط وبلاگ رو با همه چیزش برای همیشه کردم زیر خاک و محض اطلاع اون خانوم نویسنده بگم که کاملأ این وبلاگ با اون اتفاقی که هم برای خودم هم بلایی که سر وبلاگم آورد، من و وبلاگ برای همیشه دفن شدیم.. فقط بدون که اشکآن هنوزم هست، هنوز نمردم که بخوایی به همین راحتی مالکیت وبلاگم رو ازم بگیری و هنوز انقدر پیر و خرفت نشدم که بخوایی باهام بازی کنی.. خلاصه، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ها به مدیریت اشکان احمدی زاده برای همیشه دفن شد... یادتون باشه؛ اشکان هنوزم هست (-; << دوست داشتن مانند در دریا شنا کردن، و عاشقی مانند در دریا غرق شدن است >> Babye! -- Mr.Misterrr@GMail.Com
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 3:2  توسط اشکآن  |